چگونگی شناخت احساسات کودک

یکی از مهمترین پرسش ها در رابطه با درک و شناخت کودک، آن است که چگونه می توان احساسات کودک را شناخت تا بتوان به آنان کمک کرد.

احساسات کودک از طریق رفتار و عملش آشکار می شود؛ گهگاه این کار را آشکارا و مستقیم انجام می دهد، ولی گاهی نیز ابراز احساسات آنان به گونه ای است که تشخیص آن دشوارتر است. نکتۀ مهم آن است که باید بیاموزیم که کودکان با رفتارشان، به سادگی با ما حرف میزنند. فقط ما باید، آگاهی و بینش کافی برای شناخت احساسات کودک داشته باشیم. مواردی که در زیر مطرح می شود، ما را در رسیدن به این هدف یاری می کند.

  • ابتدا باید به مشاهده رفتار آنان پرداخت. شاید نخستین گام در درک معنای رفتار کودک، مشاهده دقیق و عمیق رفتار اوست. باید یاد بگیریم که به رفتار کودک آن گونه که هست نگاه کنیم، نه آن گونه که می خواهیم باشد. اگر سعی در قضاوت و ارزشیابی رفتار کودک کنیم و یا اگر تصمیم بگیریم که کودک باید و یا نباید چنان رفتاری داشته باشد، احتمالاً رفتار کودک را با احساسات کودک در هم آمیخته ایم، و از مشاهدۀ دقیق و منظم دور شده ایم. ما با مشاهده کردن می آموزیم که کودک و نوجوان در مراحل مختلف رشد چه احساساتی دارند، و به چه نحو آن را بین می کنند. تلاش برای تغییر رفتار، قبل از آنکه شناخت دقیق و صحیحی از آنان داشته باشیم، ممکن است بیهوده و گاه خطرناک باشد.
  • در رفتار کودک نشانه هائی از احساسات و نگرش های او می توان یافت: کودکان در انواع سازگاریهائی که با موفقیت جدید می کنند متفاوتند؛ این تفاوت ها معنی دار است. شخصی که مایل است کودک را درک کند، باید پاسخ های او را در موقیت های جدید به دقت مورد مشاهده قرار دهد. او نمی تواند در مورد نوع پاسخ کودک تصمیم بگیرد، و یا او را مجبور به پاسخ دادن در یک قالب خاص کند؛ چرا که این کار ممکن است به کودک و رشد کودک صدمه بزند.
شاید برایتان جالب باشد:  مشکلات کودکان و نوجوانان

کودکان نگرش های خویش را در زندگی روزانه و در موقعیت های آشنا به خوبی ابراز می کنند. این نگرش ها را می توان در شیوه های راه رفتن، دویدن، حرکات دست ها و ژستها و غیره مشاهده نمود. حرکات و ژست های کودک با آن که تحت تاثیر عوامل محیطی و اجتماعی است، ولی بیش از همه بازتابی از الگوهای عاطفی کودک در تنش  های ماهیچه ای اوست. مثلا کودکی هنگام راه رفتنبا ما، انگشتان دست ما را به شدت می فشارد که این نشانه ای از نیاز او به پشتیبانی و شدت احساسات کودک است. دیگری دستانش را شل و راحت در دستان ما می گذارد، احتمالاً نشانۀ کیفیت بی تفاوتی او در رابطه اش با دیگران است. در مقابل کودکی که با گرمی و آرامش دست ما را می فشارد، احساسات خود به گونۀ دیگری در رفتار متجلی می سازد. همۀ این ها نشانه هائی است که ما را در درک و شناخت احساسات کودک یاری می کند.

  • در گفتار کودک نشانه هائی از احساسات او می توان یافت؛ آهنگ صدا و گفتار کودک میز از احساسات او حکایت می کند. کیفیت صدای کودک ممکن است گرفته و شدید، آرام و راحت، بلند و خشن، نرم و ضعیف و یا مصمم و با اعتماد باشد. حتی میزان و مقدار صحبت او ممکن است نشانگر درجۀ اطمینان و تردید او باشد. ممکن است کودکی خیلی کم و ندرت حرف بزند و درگری دائماً درحال حرف زدن باشد. هر دو حالت احتمالاً واکنش نسبت به فشارهائی است که آنان احساس می کنند. بسیاری از اصرارها و پافشاری ها و پرسش های غیر ضروری کودک گاه نشانه و علامت نا امنی و جستجو برای به دست آوردن اطمینان خاطر بیشتر است. گاه نیز سوال های متعدد کودک، حاکی از نیازهای است که پاسخگوئی به آن سخت مورد توجه اوست.
شاید برایتان جالب باشد:  احساس ناامنی در کودکان

آوازهای فی البداهه در کودکان، معمولاً نشانۀ اعتماد و رضایت آنان است؛ کودکی که هنگام بازی آواز می خواند، احتمالاً در نهایت آرامش و راحتی است. بنابراین توجه و مشاهده دقیق زمان ها و مکان هائی، که کودک در آن آواز می خواند، خالی از ارزش نیست؛ و از آن می توان پی برد که در چه موقعیت هائی احساسات کودک همراه با امنیت است.

پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید در بحث شرکت کنید؟
به راحتی می توانید شروع کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.